نویسنده : محمد صادق |تاریخ: 20:18 - سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۶

ای یار تو در خواب شبم هستی
دل را چه کنم؟ در نظرم هستی
افلاک به تنگ آمده از ترس صعودم
وقتی که تو آن بال و پرم هستی
بی تو شکست خورده و محتاج جهانم
تو آن پیروزی و آن تاج سرم هستی
صد بار افتاده ام و سخت بریدم
چون قوت و جان در بدنم هستی
مگذار که دست از دل خود بردارم
تو روح و همه هستی من هستی
برچسب:
نویسنده: محمد عباسی