بدون تو
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:33
پیش تر ، جهانِ من با تو، بدون غمحالا بدون تو با غم، بدون منپیش تر، نگاه تو با من، کنار منحالا ببین که من ماندم بدون من
1
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:56
گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی فریدون مشیری
زندگی خیالی
-
تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:56
زندکی جاریست در واقعیت و خیال شاید کمی در خیال بیشتر، خیالی ک هیچ چیز نمیتواند مانعش بشود و آن را از تو بگیرد خیالی ک هیچ چیز توجهت را به خودش معطوف نمیکند جز چیزی کمیخواهی خیالی ک ناگهان می آید و نا
خواسته
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 11:46
من گذشتم دگر از تمام خودم تا شوم آنچه توخواهی تو گذشتی ز من این دل ساده ام پس زدی محض خود خواهی من که بار دگر وقت شب تا سحر آرزوی رخت دارم تو نشد لحظه ای برنهی پرده ای تا بدی جان به رخسارم دل نبستی دگر درد حالم نگر خون شده از غمت دیده تو بکن داوری تا که گرداوری حال من درد و غم دیده
زنجیر عشق
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 11:46
ای تو که آرامی و بیگانه با دردم من پریشانم ببین ویرانه ام هر دم تو گرفتی نگاهت را زمن در وقت بیداری من بدنبال نگاهت شبانه میگردم ای تو که گفتی به من عشقت نمیخواهم من بدنبال عشق محالت عاشقانه میگردم تو یک لحظه ای از حال من آگه نبودی و من دائما عشقت به خود زنجیر, میکردم
تو
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 11:46
شکسته شد دلم به راه عشق برای توولی تو باز بخند فدای خنده های تو ببین که من چقدر هواییم برای توفقط مرا ببین فدای آن نگاه تو گلخانه ی دلم پر شده از صدای توبیا و در نزن این خانه هست برای تو فکر سرم که ب
ستاره آرزوهایم
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 11:46
در ستاره, ای زندگی میکنی همانندش میدرخشی و نور افشانی میکنی ستاره دنباله دار زیبا آن طرف مرز آرزوهایم, و آن همان ستاره ایست که من بین سیل عظیم ستارگان برگزیده ام شب های تاریک تنهایی ساعت ها خیره اش میشوم و دستم را برای گرفتنش بالا میبرم درهمان اندازه که نمیتوانم بگیرمش از من دور هستی و فاصله داری کا...
BE LOVE
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 11:46
یک نفر در همین نزدیکی هاچیزیبه وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است …خیالت راحت باشدآرام چشم هایت را ببندیک نفر برای همه نگرانی هایت بیدار استیک نفر که از همه زیبایی های دنیاتنها تو را باور دارد … پ.ن: نویسنده نامعلوم
انتظار
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 11:46
امروز آخرین روز غصه هایم خواهد بوداگر در چشمانت روشنی عشق را ببینمو گرنه هم مهم نیستهمین که کنارم بوده ای و چشمانت را دیده ام مرا کافیست ....
روزگار عاشقی
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 11:46
هر روز از روزنه ی خیالمبه تماشا بازتاب نورش مینشستمگرمای وجودش را احساس میکردم ودستان سردم را بر چشم دلم میگذاشتم تا هوایی نشوددر فکرشفرو می رفتم و در چشمانش غرق میشدمعطرش را میبوییدم و حرکاتش را بخ
همیشه دوستت خواهم داشت
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 11:46
من همانم که تو را بر دو جهانش ندهد تیر چشم تو به یک لحظه امانش ندهد من همانم که نگاهش به تو درگیر شدهمن دخیلم که روبانش به تو زنجیر شده من بهارم که نگاه تو خزانش کردهبازتاب رخ تو خانه خرابش کرده من همان حال خرابم که گرفتار توستهر لحظه و هر جای جهان جای توست من طرفدار گرفتار به چشمان تواممن پریشان و ...
خوشبختی
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 11:46
خوشبختی, داشتن عشقیست از جنس آرامشساده...پاک...بی آلایشگرم و صمیمی همچو نرمی بالشدور از تمنا و هر دم خواهشخوشبختی توام است با امنیتپشت هم ایستادن با یک نیتخوشبختی همدردیست، در وقت ویرانیدستانش بگیری و بنشانی خوشبختی فکریست که در یک دممن بیگانه شوم با غمشب ها در وقت دلتنگی ها همتنها تو را خواهم، آن د...
بی تو
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 13:52
نگاه کن بی تو من حالی ندارمبجز رفتن دگر راهی ندارممیروم ولی قلبم نمی آیدبه روی قلب خود پا می گذارممیروم و خاطرات عاشقی رابه دست و دامن تو می سپارمتمام حرف من عاشق شدن بودبه روی حرف دلم پا می فشارمبی تو من هر لحظه آرامش ندارممگر یک لحظه تو باشی کنارم نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:0 تو...
اگر بروی ..
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 20:59
اگر بروی ، من تنهایی چه کنمدر رویاهایم که تو آیی چه کنم اگر تا آخرین لحظاتم بخاطرتچشم به راه باشم و نیایی چه کنم اگر قرار است نباشی برای من بگو با این عمر جوانی چه کنم پ.ن: شاید آخرین روزاست که میبینمشالهی لا ینقطع رجائی عنکخدایا خودت درستش کن نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:56 توسط محمد ...
کجایی
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 20:59
کجایی ای نگار منقرار بی قرار من من از خزان رسیده امکجایی ای بهار من به حال زار نشسته امکجایی انتظار من در این جهان بی کسیکجایی ای تو یار من نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:25 توسط محمد صادق | |
بهار دلربا
-
تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 7:00
بهار دلربای من کجاییخزان شدم ز طاقت رهایی ز بعد رفتنت نشد که گاهیجهان رود به سمت روشنایی به لب رسیده جان و طاقت منچکار کنم که سمت من بیایی نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:29 توسط محمد صادق | |
پست موقت
-
تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 7:00
سلام ای عزیز میخواهم بدانم چطور از کودک دوساله ات گذشتی چه عشقی در تو بوجود آمد که مدافع اهل بیت و مظلومان شدی راستش از گفتن این حرف شرمنده ام ولی هنوز کوته فکران و تنگ نظرانی هستند که میگویند برای پول رفته ای قیمت خنده های کودک 2 ساله ات چقدر بود همان کسانی که میگویند لبنان و سوریه و عراق و .. به
امشب
-
تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 7:00
امشب ببین مرا که خسته اماز دوری تو دل شکسته ام اینجا ببین که لحظه ای ز غمچشمان خیس خود نبسته ام امشب به خواب تلخ من بیاآنجا برای تو نشسته ام با من کلامی از خودت بگومن به صدای تو وابسته ام امشب بیا و جان من مگیرمن که به دیدنت دلبسته ام نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:11 توسط محمد صاد
کجایی
-
تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 7:00
کجایی ای نگار منقرار بی قرار من من از خزان رسیده امکجایی ای بهار من به حال زار نشسته امکجایی انتظار من در این جهان بی کسیکجایی ای تو یار من نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:25 توسط محمد صادق | |
دنیای بی تو
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 3:13
بنگر به من ای آرام دردممن که همه را دیوانه کردم نیستی و من به فکر خنده هاتمهنوز هم رفتنت را باور نکردم نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:45 توسط محمد صادق | |