
حقوق معلمی موضوع «حقوق معلمی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آقاااا حقوق معلمی خیلی کمه از وقتی ریختن دپرس شدمخیلی کمه هاااپشیمون شدمبرای مردا مخصوصا کمهکارشم سخته و مسولیت دارهتایمشم اصلا خوب نیست یبار صبحی یبار ظهرنمیشه کار دوم کردخلاصه کهخدا جونم اینم درستش کن ب...
ادامه مطلب
ان شاء الله به امید خدا همش درست میشه به بهترین شکل ولی مهم مهم مهمتر از اون سلامتی و سربلندی همه خانوادم در این دنیا و آخرت خدایا به حق این شبهای قدر کمک هممون کن خدایا دستامونو بگیر که غرقیم خدایا خودت کمک کن ...
ادامه مطلب
برای تک درختی در کویرکه منتظر قار قار کلاغ های برکه دور دست استتا سکوت روزش شکسته شودشب بهانه استکه تنهاییش را با مدادِ مشکیِ ماتِ شب پر رنگ کند...
ادامه مطلب
نویسنده : محمد صادق |تاریخ: 1:7 - یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۵ آسمان در نظرم ابری و باران داردقطره ها تیرکشان تاب مرا میکاهد گویی که جهان بر سر من میبارددست من بار دگر چتر تو را میخواهد دلم از جان جهان دیدن تو میخواهدکه مگر از غم دوری براهند شاید موضوع : نوشته هایم ...
ادامه مطلب
نویسنده : محمد صادق |تاریخ: 17:18 - سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۶ وقتی که تو را خامش و پنهان دیدماز برق نگاه تو به خود لرزیدم مادام که من خواب تو را میدیدماز سایه ی سرد شب نمی ترسیدم سالها که گذشت ز رفتنت دلگیرمزان وقت دگر از خوش دنیا سیرم هر لحظه و هر مکان به تو درگیرمبی دیدن روی تو که من میمیرم این سال بیا به سمت من تقدیرم موضوع : نوشته هایم ...
ادامه مطلب
ببین بعد رفتنت زمستان سرد تر شدهخاطرت هرشب تیری و قلبم سپر شده این روز ها از دوری تو قلبم گرفته و سهمم درد سینه و هر شب چشم تر شده...
ادامه مطلب
هنوز نمیدانم چرا در این شهر شلوغ عاشق تو شدم گاهی راه رفتنم دست خودم نیست پاهایم آنجایی میروند که دلم دستور میدهد نمیدانم چرا حالا که تنها هستم میروم سمت بستنی فروشی چند دقیقه خیره میشوم بعد چیزی سفارش نمیدهم و باز میگردم وقتی از پارک میگذرم نمیتوانم سرم را بالا بگیرم شیرینی های زندگی هم تلخ جلوه میکند پاهایم سنگین میشوند راه رفتن اذیتم میکند نه این که دردی داشته باشم دردم با خاطراتت عجین شده کاش بجای اینکه مرا از پا دربیاوری به پایم میماندی...
ادامه مطلب
مثل اقیانوس بودیو من مثل باراناز آسمان برای تو فرود آمدم و هیچ تغییری در تو بوجود نیامدمن تمام شدمولی ذره های وجودم هنوز در توستامیدوارم هنگام اوج گرفتن آنها را بدست صخره ندهی تنها یادگار من هستندحال خواسته ای ازت دارم هنگامی که قایقی را در بغل گرفتی حداقل دور از چشمانم باشد ...
ادامه مطلب